بحران انرژی چگونه به زنجیره تامین ایران منتقل می‌شود؟
بیمه جنگی و هزینه پنهانی افزایش قیمت کالا؛

بحران انرژی چگونه به زنجیره تامین ایران منتقل می‌شود؟

حسین امیری
۷ شهریور ۱۴۰۵

اختلال در جریان انرژی از خلیج فارس، کاهش شدید تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز و جهش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل، معادله تجارت منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ شرایطی که آثار آن دیگر به بازار نفت و گاز محدود نمی‌شود و می‌تواند هزینه مبادلات، واردات مواد اولیه و تجهیزات، صادرات محصولات و فعالیت صنایع وابسته به تجارت دریایی را تحت فشار قرار دهد. در این میان، زنجیره تامین ایران با ریسکی مواجه است که ابعاد آن فراتر از نوسان قیمت نفت تعریف می‌شود. اختلال در صادرات «LNG» قطر، افزایش هزینه بیمه جنگی کشتی‌ها و کاهش تردد دریایی، سه مسیری هستند که می‌توانند از طریق افزایش هزینه لجستیک و انرژی، فشار مضاعفی بر تجارت خارجی ایران وارد کنند.

به گزارش نماد اقتصاد، زنجیره تامین ایران در شرایطی تحت تاثیر تحولات بازار انرژی قرار گرفته است که اختلال در تنگه هرمز هم‌زمان چند متغیر اقتصادی را تحت فشار قرار داده است. کاهش عبور کشتی‌ها، افزایش هزینه بیمه جنگی، تغییر مسیر برخی محموله‌ها و رشد قیمت انرژی، هرکدام بخشی از هزینه نهایی تجارت را افزایش می‌دهند. در واقع، اثر بحران انرژی بر زنجیره تامین ایران الزاما از قیمت نفت آغاز نمی‌شود. یک محموله وارداتی پیش از آنکه به کارخانه یا بازار داخلی برسد، باید از مجموعه‌ای از خدمات حمل‌ونقل، بیمه، بندری و لجستیکی عبور کند. افزایش هزینه هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند قیمت تمام‌شده کالا را افزایش دهد.

ریسک انرژی برای زنجیره تامین ایران

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد اختلال در تنگه هرمز نه‌تنها جریان نفت، بلکه تجارت «LNG» را نیز تحت تاثیر قرار داده است. تقریبا تمام صادرات «LNG» قطر و امارات از این مسیر عبور می‌کند و پیش از بحران، هرمز حدود یک‌پنجم تجارت جهانی «LNG» را پوشش می‌داد.

از این منظر، زنجیره تامین ایران با یک ریسک چندلایه مواجه است؛ ریسکی که در آن انرژی، حمل‌ونقل، بیمه و تجارت خارجی به یکدیگر متصل می‌شوند.

«LNG» قطر؛ نقطه آغاز یک شوک جهانی

قطر یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان «LNG» جهان است و اختلال در صادرات این کشور اثر مستقیمی بر توازن بازار جهانی گاز دارد. بر اساس گزارش رویترز، صادرات «LNG» قطر در شش ماه نخست جنگ حدود ۹۶ درصد کاهش یافته و تعداد محموله‌های صادراتی این کشور از ۵۰۹ محموله در دوره مشابه سال ۲۰۲۵ به تنها ۱۸ محموله رسیده است.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز اعلام کرده است که بارگیری «LNG» از قطر و امارات در فاصله مارس تا ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۳۵ میلیارد مترمکعب کاهش داشته است. افزایش تولید در آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا بخشی از این کاهش را جبران کرده، اما بازار جهانی گاز همچنان با فشار عرضه مواجه است.

این شرایط برای زنجیره تامین ایران از آن جهت اهمیت دارد که بازار جهانی انرژی برای جبران کاهش عرضه قطر ناچار به استفاده بیشتر از منابع جایگزین شده است. افزایش تقاضا برای محموله‌های جایگزین می‌تواند هزینه انرژی را بالا نگه دارد و از مسیر هزینه تولید، حمل‌ونقل و مواد اولیه به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شود.

فایننشال‌تایمز نیز از افزایش قابل‌توجه قیمت «LNG» در اروپا خبر داده است؛ نشانه‌ای از اینکه بازار انرژی هنوز نتوانسته آثار اختلال در جریان گاز خلیج فارس را به‌طور کامل جذب کند.

تنگه هرمز؛ گلوگاه لجستیکی تجارت منطقه

اهمیت تنگه هرمز برای زنجیره تامین ایران تنها به انتقال نفت و گاز محدود نیست. این مسیر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی منطقه برای جابه‌جایی انرژی و کالا محسوب می‌شود و هرگونه کاهش در ظرفیت عملیاتی آن می‌تواند هزینه تجارت را افزایش دهد.

رویترز در ۲۸ آگوست گزارش داد ایران اعلام کرده که کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و محدودیت‌های موجود تا زمان تحقق شروط اعلام‌شده از سوی این کشور ادامه خواهد داشت. همین گزارش از کاهش شدید تردد کشتی‌ها در این آبراه خبر داده است.

بر همین اساس، زنجیره تامین ایران با مسئله‌ای فراتر از باز یا بسته بودن هرمز روبه‌رو است. حتی اگر مسیر به‌طور کامل مسدود نباشد، افزایش ریسک امنیتی می‌تواند هزینه استفاده از آن را افزایش دهد. این هزینه ابتدا در بازار بیمه و حمل‌ونقل ظاهر می‌شود و سپس به تجارت کالا منتقل می‌شود.

بیمه جنگی؛ هزینه‌ای که به قیمت کالا می‌رسد

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های کمتر دیده‌شده در بحران کنونی، بیمه کشتی‌هاست. بر اساس گزارش یک خبرگزاری داخلی، دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی و خدمات وابسته، اعلام کرده که نرخ بیمه جنگی کشتی‌ها که در شرایط عادی حدود ۱.۵ درصد ارزش کشتی بوده، در شرایط بحران به حدود ۱۰ درصد افزایش یافته است. وی همچنین تاکید کرده است که این هزینه در نهایت بر هزینه حمل‌ونقل و قیمت کالاها اثر می‌گذارد.

این افزایش برای زنجیره تامین ایران اهمیت اساسی دارد. بیمه یک هزینه جانبی در تجارت دریایی است، اما زمانی که ریسک جنگی افزایش پیدا می‌کند، این هزینه می‌تواند به یکی از اجزای قابل‌توجه قیمت حمل تبدیل شود.

این خبرگزاری در گزارش دیگری به نقل از یک کارشناس صنعت بیمه، نوشته است که افزایش حق‌بیمه جنگی می‌تواند به سطحی برسد که مالک کشتی اساسا از ورود به مسیر پرریسک خودداری کند.

در چنین وضعیتی، حتی بدون توقف رسمی تجارت، ظرفیت عملیاتی مسیر کاهش می‌یابد. برای زنجیره تامین ایران این مسئله می‌تواند به معنای افزایش زمان تحویل کالا، محدودشدن انتخاب شرکت‌های کشتیرانی و افزایش هزینه حمل باشد.

هزینه حمل‌ونقل؛ لایه دوم فشار بر تجارت ایران

افزایش ریسک بیمه‌ای معمولا از بازار بیمه فراتر می‌رود. شرکت کشتیرانی باید هزینه بیشتری برای پوشش ریسک پرداخت کند و این هزینه در قیمت حمل لحاظ می‌شود.

از سوی دیگر، کاهش تعداد کشتی‌های حاضر در مسیرهای پرریسک می‌تواند ظرفیت حمل موجود را محدود کند. در چنین شرایطی، صاحبان کالا برای انتقال محموله‌های خود ممکن است با هزینه و زمان انتظار بیشتری مواجه شوند.

گزارش‌های منتشرشده درباره تردد کشتی‌ها نیز کاهش شدید عبور از هرمز را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های کپلر که در برخی رسانه‌های داخلی منتشر شده، در یکی از روزهای مرداد ۱۴۰۵ تنها ۹ کشتی باری از تنگه عبور کردند و روز بعد این رقم به هفت کشتی رسید.

چنین وضعیتی برای زنجیره تامین ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تجارت خارجی تنها به ارزش کالا وابسته نیست و زمان تحویل نیز در هزینه نهایی تولید و توزیع نقش دارد.

هرچه مدت انتظار برای حمل کالا بیشتر شود، نیاز به موجودی احتیاطی نیز افزایش پیدا می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند سرمایه بیشتری را در انبارها و موجودی مواد اولیه درگیر کند.

پتروشیمی و صنایع انرژی‌بر در معرض فشار

بحران بازار گاز همچنین می‌تواند بر صنایع انرژی‌بر منطقه اثر بگذارد. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که مصرف گاز در خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ حدود ۴ درصد کاهش می‌یابد و بخشی از این کاهش به آسیب به تاسیسات گازی و صنایع انرژی‌بر منطقه مربوط است. این نهاد همچنین از آثار اختلال بازار گاز بر صنعت کود و دیگر صنایع وابسته به گاز خبر داده است.

این مسئله برای زنجیره تامین ایران اهمیت دارد، زیرا صنایع پتروشیمی و سایر صنایع انرژی‌بر علاوه بر نیاز به انرژی، در شبکه گسترده‌ای از تجارت مواد اولیه، محصولات واسطه‌ای و صادرات قرار دارند.

افزایش هزینه انرژی می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد و هم‌زمان افزایش هزینه حمل می‌تواند صادرات محصولات را دشوارتر کند. بنابراین، اثر بحران بر زنجیره تامین ایران را نمی‌توان صرفا با بررسی قیمت نفت اندازه‌گیری کرد. قیمت گاز، هزینه برق، حمل‌ونقل دریایی، بیمه و دسترسی به مواد اولیه نیز بخشی از این معادله هستند.

نفت؛ فرصت درآمدی در برابر ریسک تجاری

بازار نفت در طرف دیگر این معادله قرار دارد. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، تولید نفت خلیج فارس در جولای همچنان حدود ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار داشت. صادرات نفت منطقه نیز پس از تشدید محدودیت‌ها در اوایل جولای حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و به حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز رسید.

از طرف دیگر، رویترز برآورد کرده است که کشورهای درگیر جنگ در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۵ میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کنند که بیش از ۴۳ درصد تولید جهانی بر مبنای داده‌های سال ۲۰۲۵ است. افزایش قیمت انرژی می‌تواند از منظر درآمدهای نفتی برای تولیدکنندگان اثر متفاوتی داشته باشد، اما این افزایش لزوما به معنای کاهش هزینه‌های تجارت نیست.

مسئله اصلی برای زنجیره تامین ایران همین دوگانگی است: افزایش قیمت نفت می‌تواند درآمد صادراتی را تحت تاثیر قرار دهد، اما افزایش هزینه حمل، بیمه، واردات و مواد اولیه هم‌زمان می‌تواند هزینه تجارت را بالا ببرد. از این منظر، اثر اقتصادی بحران انرژی برای ایران یک‌بعدی نیست.

رقابت برای جایگزینی «LNG» قطر تشدید می‌شود

بازار جهانی گاز در حال تلاش برای جایگزین‌کردن بخشی از عرضه ازدست‌رفته خلیج فارس است. رویترز گزارش داده است صادرات «LNG» آمریکا در سال ۲۰۲۶ تاکنون ۲۳ درصد افزایش یافته و اروپا و آسیا که بیش از ۸۰ درصد محموله‌های «LNG» آمریکا را دریافت می‌کنند، با قیمت‌های بالاتری روبه‌رو شده‌اند.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز افزایش عرضه از آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا را یکی از عوامل جبران‌کننده افت صادرات خلیج فارس می‌داند، اما تاکید می‌کند که زمان بازگشت جریان‌های عادی از منطقه همچنان نامشخص است. این وضعیت نشان می‌دهد بازار جهانی انرژی ظرفیت جذب بخشی از شوک را دارد، اما این جذب بدون هزینه انجام نمی‌شود.

هرچه رقابت اروپا و آسیا برای محموله‌های «LNG» بیشتر شود، قیمت انرژی و هزینه تامین برای مصرف‌کنندگان نیز می‌تواند بالاتر بماند. این فشار در نهایت از مسیر انرژی و مواد اولیه به زنجیره تامین ایران نیز منتقل می‌شود.

تجارت خارجی ایران در برابر یک ریسک چندلایه

گزارش رویترز در ۲۹ آگوست درباره اقتصاد ایران نشان می‌دهد که جنگ و تحریم‌ها هم‌زمان بر تجارت خارجی کشور فشار وارد کرده‌اند. در این گزارش به اظهارات برخی مسئولان ایران درباره کاهش نزدیک به ۳۵ درصدی صادرات و واردات ایران در نتیجه تحریم‌های آمریکا و محاصره دریایی اشاره شده است. این داده در کنار افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل، تصویر پیچیده‌تری از وضعیت زنجیره تامین ایران ارائه می‌کند.

تجارت تنها زمانی مختل نمی‌شود که کالا پشت مرز بماند؛ گاه محدودیت‌ها پیش از رسیدن به مرز، در مسیر تامین مالی، انتقال ارز یا بیمه، جریان کالا را مسدود می‌کنند. افزایش هزینه حمل، افزایش حق‌بیمه، کاهش ظرفیت کشتی‌ها، افزایش زمان تحویل و رشد هزینه انرژی نیز می‌توانند تجارت را گران‌تر و پیچیده‌تر کنند.

از این منظر، زنجیره تامین ایران در معرض انتقال هم‌زمان چند شوک از جمله شوک انرژی، لجستیکی و بیمه‌ای قرار دارد. ریسک اصلی در طولانی‌شدن بحران است.

آژانس بین‌المللی انرژی در ارزیابی خود فرض کرده بود که تنگه هرمز در سه‌ماهه سوم سال به‌طور کامل بازگشایی شود و صادرات «LNG» قطر و امارات از جولای تا اکتبر به تدریج افزایش پیدا کند، اما این نهاد هم‌زمان بر عدم‌قطعیت درباره زمان بازگشت کامل تجارت دریایی تاکید کرده است.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که اختلال در زیرساخت «LNG» قطر آثار خود را به سال‌های آینده منتقل کند. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده است آسیب به زیرساخت‌های «LNG» قطر و تاخیر در توسعه ظرفیت پروژه «North Field East» می‌تواند توازن عرضه جهانی گاز را در میان‌مدت تحت تاثیر قرار دهد. در این شرایط، زنجیره تامین ایران با یک متغیر تعیین‌کننده یعنی مدت زمان استمرار اختلال مواجه است.

اگر اختلال کوتاه‌مدت باشد، بازار می‌تواند بخشی از فشار را از طریق تغییر مسیر تجارت و استفاده از منابع جایگزین جذب کند. اما طولانی‌شدن بحران می‌تواند هزینه بیمه، حمل، انرژی و تامین کالا را برای مدت بیشتری در سطوح بالا نگه دارد.

بحران انرژی فراتر از قیمت نفت رفته است

آنچه در تحولات اخیر بازار انرژی اهمیت دارد، صرفا افزایش یا کاهش قیمت نفت نیست. کاهش صادرات «LNG» قطر، اختلال در تردد کشتی‌ها، افزایش هزینه بیمه جنگی و رشد قیمت «LNG» نشان می‌دهد بحران منطقه‌ای به مجموعه‌ای از اختلالات زنجیره‌ای در انرژی و تجارت تبدیل شده است.

برای زنجیره تامین ایران، این وضعیت از چند مسیر هزینه حمل‌ونقل، هزینه بیمه، دسترسی به انرژی، قیمت مواد اولیه، زمان تحویل کالا و شرایط صادرات اهمیت دارد. در چنین محیطی، زنجیره تامین ایران نه تنها از تحولات بازار نفت، بلکه از وضعیت گاز، کشتیرانی و بیمه نیز اثر می‌پذیرد. هرچه اختلال در تنگه هرمز و بازار انرژی طولانی‌تر شود، احتمال انتقال این فشارها به تجارت خارجی و هزینه‌های اقتصادی نیز بیشتر خواهد بود؛ موضوعی که منابع بین‌المللی و داخلی بررسی‌شده، هرکدام از زاویه‌ای متفاوت بر آن تاکید کرده‌اند.

در نهایت، زنجیره تامین ایران در برابر بحران کنونی با یک مسئله واحد مواجه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از ریسک‌های مرتبط با انرژی، لجستیک، بیمه و تجارت در حال اثرگذاری بر آن هستند. موضوع چندلایه بودن بحران است که اهمیت تحولات تنگه هرمز را برای اقتصاد ایران فراتر از بازار نفت و گاز قرار می‌دهد.

Author

حسین امیری

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71839
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه